یه زندگی رویای

چیزی به ذهنم نمیرسه که بنویسم . اها دیروز داشتیم از گرما اب پز میشدیم واقعا هوا گرم شده بود اما خدارو شکر که امروز بارون زد و هوا خنک شد وین اب و هواش خیلی خیلی خره

نوشته شده در چهارشنبه هفدهم تیر ۱۳۹۴ساعت 22:51 توسط میس مام| |

بعد کلی اذیت کردن و دوندگی و یاد دادن بالاخره پسره هیجده ماهم تونست یکمی خودشو نگه داره و شلوارشو خیس نکنه. خیلی خوشحالم واقعا موفقیت بزرگیه واسمون 😁😁😁. خدایا شکرت انشالله تا چند وقت دیگه کاملا از دایپر بگیرمش 😀

نوشته شده در جمعه دوازدهم تیر ۱۳۹۴ساعت 9:59 توسط میس مام| |

چه خوبه که بعضیاتون هنوز به وبلاگم سر میزنید  😀 خیلی وقته نیومده بودم اینجا😶تو زندگی من کلی اتفاقات جدید خوب و بد افتاده دوست دارم محتوای وبلاگمو عوض کنم عشق بی فرجامم به عشق و یه زندگی و یه خانواده ی سه نفره تبدیل شده. من از اون دختر ساده و لوس تبدیل شدم به یه مادر مهربون و دلسوز😍😍😍😘😘 

ایناروگفتم که بگم قراره محتوای وبلاگمو عوض کنم و از این به بعد دوست دارم هرچی اتفاق خوب و باحال تو زندگیم بیوفته بنویسم😎

نوشته شده در سه شنبه نهم تیر ۱۳۹۴ساعت 20:25 توسط میس مام| |

دل تنگم دل نكن غمگينم دل نشكن
دل دارت دل گيره نباشي ميميره
دل تنگم دل نكن غمگينم دل نشكن
دل دارت دل گيره نباشي ميميره
دل گيرم يادم باش نزديكم باشي كاش
غمگينم ميدونم از قلبت بيرونم
دل گيرم يادم باش نزديكم باشي كاش
غمگينم ميدونم از قلبت بيرونم
نوشته شده در جمعه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 21:10 توسط میس مام| |

می خواهم به خودم آموزش بدهم .....

اگر در رابطه ای "حرمتم " زیر سوال رفت ....

اگر در رابطه ایی بی احترامی شد ، حتی به شوخی !

برای همیشه با آن رابطه خداحافظی کنم ....

... و به طور احمقانه ای منتظر معجزه نمانم!!...

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 12:26 توسط میس مام| |

باﻳﺪ ﺑﺪﺟﻨﺲ ﺑﺎﺷﻲ ﺗﺎ ﻋﺎﺷﻘﺖ ﺑﺎﺷﻦ ؛
ﺑﺎﻳﺪ ﺧﻴﺎﻧﺖ ﻛﻨﻲ ﺗﺎ ﺩﻳﻮﻭﻧﻪ ﺍﺕ ﺑﺎﺷﻦ ؛
ﺑﺎﻳﺪ ﺩﺭﻭﻍ ﺑﮕﻲ ﺗﺎ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺗﻮ ﻓﻜﺮﺕ ﺑﺎﺷﻦ ؛
ﺑﺎﻳﺪ ﻫﻲ ﺭﻧﮓ ﻋﻮﺽ ﻛﻨﻲ ﺗﺎ ﺩﻭﺳِﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻦ ؛

... ﺍﮔﻪ ﺳﺎﺩﻩ ﺍﻱ ،
ﺍﮔﻪ ﺑﺎﻭﻓﺎﻳﻲ ،
ﺍﮔﻪ ﻳﻚ ﺭﻧﮕﻲ ،
ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺗﻨﻬﺎﻳﻲ ..

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 12:25 توسط میس مام| |

برایت آرزومندم

قبل از هر چيز برايت آرزو مي‌كنم كه عاشق شوي، و اگر هستي، كسي هم به تو عشق بورزد، و اگر اينگونه نيست، تنهاييت كوتاه باشد و پس از تنهاييت، نفرت از كسي نيابي. آرزومندم كه اينگونه پيش نيايد، اما اگر پيش آمد، بداني چگونه به دور از نااميدي زندگي كني.


برايت همچنان آرزو دارم دوستاني داشته باشي، از جمله دوستان بد و ناپايدار، برخي نادوست و برخي دوستداركه دست كم يكي در ميانشان بي ترديد مورد اعتمادت باشد و چون زندگي بدين گونه است، برايت آرزومندم كه دشمن نيز داشته باشي..

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 12:23 توسط میس مام| |

گاهي دلم ميخواد وقتي بغـــــض ميكنم،
خدا از آسمـــــون به زمين بياد،
اشكـــــامو پـــــاك كنه،
دستمو بگيره و بگه:
اينجا آدما اذيتت ميكنن؟!!
بيـــــا بريــــــم..

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 12:21 توسط میس مام| |

این روزها

اگر خون هم گریه کنی

عمق همدردی دیگران با تو

یک کلمه است :

" آخـــــــی "

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 12:19 توسط میس مام| |

ترجیح می دهم حقیقتی مرا آزار دهد ، تا اینکه دروغی آرامم کند. . .

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 12:18 توسط میس مام| |

خنده ی تلخ من از گریه غم انگیزتر است...کارم از گریه گذشته به ان می خندم

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 12:18 توسط میس مام| |

متاسفانه در دنیایی زندگی میکنم که

به آدم عاشق میگن کودن و احمق

ولی به آدم هفت خط میگن مرد زندگی . . .

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 12:17 توسط میس مام| |

خــــدایـــا
تمـــــــام خنــــده هــــــ ــاے تـــلخ امروزم را مے دهـــــــم
یکـــــ ـــے از گریــ ــهـــ هــــــــاے شیــرین کودکــ ـــے ام را پــــس بــــــده

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 12:15 توسط میس مام| |


خيلي دوسش داري
با اينکه خيانت ميبيني
پاي رفتن نداري
ولي با طي زمان
ميبيني آدمي هستي که
ديگه طاقت موندن نداري
تصميمت و ميگيري
ول ميکني ميري
با اينکه خيلي دوسش داري

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 12:14 توسط میس مام| |

ﻣﺸـــﻜﻞ ﺍﻳﻨﺠـــﺎﺳﺖ ﻛﻪ
ﻫﻤﻴﺸـﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﻓـــــﺮﺍﺭ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻳﻚ " ﺁﺩﻡ "
ﺑﻪ " ﺁﺩﻡ " ﺩﻳـﮕــــــﺮﻱ ﭘﻨــــﺎﻩ ﺑﺮﺩﻩ ﺍﻳﻢ

ﺍﻋﺘــﯿـﺎﺩ ﺑـﻪ ﺁﺩﻣـﻬــﺎ ،ﺑــﺪﺗــﺮﻳــﻦ ﻧـــﻮﻉ ﺍﻋـﺘـﻴـــﺎﺩ ﺍﺳـــﺖ

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 12:14 توسط میس مام| |

ساده‌ ترين کار جهان اين است که خود باشي
و
دشوارترين کار جهان اين است که کسي باشي که ديگران مي‌خواهند..

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 12:13 توسط میس مام| |

سرد بودنم را بگذار به حساب گرم بودنت با دیگران...!!

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 12:10 توسط میس مام| |

گویند محل گذر است
کی باور کرد تنها یک سفر است
یکی آمد و دیگری برفت
کی مجری این نوع سفر است
کیست که بداند مقصد بکجاست
کی مسئول این دردسر است
گویند دین توشۀ سفر است
چیست که با من همسفر است
ندانم که چه باید گفت
سفر چه کسی بی خطر است

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 12:9 توسط میس مام| |

تـــا حـــالا دقــــت کـــردیــــن !؟

شـــانـــــس یــــه بـــار در خــونــه آدمـــو میــــزنـــه ،

بَـــدشــــانـــســـی دســـتـــش رو از روی زنـــگـــــــ بـــر نـــمیـــداره ،

بـــدبــَـخـــتـــی هَـــم کـــه کـــلاً کـــلیــد داره

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 12:8 توسط میس مام| |

خیلـــــــــــــــی ضدحاله که وقتی یکی رو که سالهاست آرزو داری ببینیش وقـــــــــــتی تورو ببینه با بی محلـــــــــــــــی بگه : هنــــــــــــــــــــوز زنده ای تو ؟
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 12:7 توسط میس مام| |

تا آخر عمرت هم اگه تنها موندی مهم نیست !!!

فقط نذار به جایی برسی که تو آغوش کسی با یاد کس دیگه ای بخوابی
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 12:6 توسط میس مام| |

پاهایم کبود شده...انگار ديشب باز هم توي خواب دنبالت دويده ام..
رفتي...
رفتنت نرفت...
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 12:3 توسط میس مام| |

انصاف نیست دنیا آنقدر کوچک باشد که آدم های تکراری را روزی صدبار ببینیم...
و آنقدر بزرگ باشد که نتوانیم آن کسی را که می خواهیم، حتی یک بار ببینیم:|:|
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 12:2 توسط میس مام| |

حقیقت زندگی: هرچی مهربونتر باشی بیشتر بهت ظلم میکنن، هرچی صادق ترباشی بیشتر بهت دروغ میگن، هرچی خودتو خاکی تر نشون بدی واست کمتر ارزش قائلند، هرچی قلبتو اسونتر در اختیار بذاری راحت تر لهش میکنن و اگر بدونند که منتظری و بهشون احتیاج داری اندازه یه دنیا ازت فاصله می گیرند.
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 12:0 توسط میس مام| |

تقدیم به رویای شبهای سیاهم

کسی که با چشمان سیاهش عشق راشناختم وبا لبخند ملیحش به اوج خوشبختی رسیدم .

و برای آرزوهایم کلبه ایی از رنگ محبت وعشق ساختم .

کسی که به یاد او چشمهایم  را روی هم میگذارم وبا یاد او پلکهایم را از هم میگشایم.

تقدیم به تو عزیزم

نوشته شده در جمعه سوم مهر ۱۳۸۸ساعت 17:32 توسط میس مام| |